تبليغاتX
من تا من
گاهی در دلتنگیهای من شریک شو من در دلتنگیهای تو شریکم
سلام
بعد از اینهمه مدت نبودن چه لذتی داره تایپ کردن حرفهایی که پیدا کردی برای گفتن
به خصوص وقتی ایمان میاری که هنوز
گوشهایی هستند برای شنیدن
و چشمهایی برای دیدن
...
چیزی به روز مادر نمونده
نمیدونم چرا امسال اینقدر زود به استقبال این مناسبت حک شده در صفحات سالشمار رفتم
اما میدونم که پای آنچه که نوشتم خواهم ایستاد

برای همه مادرانی که در رنگین کمان لذتها به همین سادگی از قلم افتاده اند

بیچاره مادرم که گرفتار خویش شد

وقتی اسیر جاذبه زندگیش شد

بیچاره مادرم که مرا زاد و زادنم

تایید حکم صادره بر بندگیش شد

بیچاره مادرم که به یک وعده از بهشت

حوری این جهنم پابستگیش شد

پایش به روی خاک غرورش فرو نشست

سرخورده از بهشت و فریبندگیش شد

با نام بخت در قفس عشق جان سپرد

صبرو وفا جریمه دلداگیش شد

بی هیچ اعتراض به حقی به ناحق او

تصویر قاب پیر شب مردگیش شد







لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه 19 خرداد1387ساعت 0:0 قبل از ظهر توسط ..:: لیلا جعفری ::..

نو بهارا
 چه بیگاه رسیدی ...
و من چه شاد و نا شاد
نارس میوه عشقم را گاز میزنم
عجبا که ویارم عشق است و جنون میزایم
انگار بیست و اندی سال است که نطفه ای بی رمق را در رحمی نابارور تحمل کرده ام
انگار فردا که برسد
یا کمی پیش از رسیدن فردا
بارم را بر زمین خواهم گذاشت
چه خوشبخت و نا کام
سیب سرخ جوانیم را قاچ میزنم
تا نیم به تو ببخشم
و نیم به او
او که ....
نو بهارا
تمامی محال را در آغوش میکشم و مادرانه به او شیر میدهم تا به افسانه دلدادگیم خوابش کنم
لا لا لا
لا لا لا
محال را به محال بسپار که مرا به خیال دل خوشتر ...


« سال نو مبارک »

.....
بعد از مدت زیادی که نتونستم سری به من تا من بزنم ..
امشب و در این دقایق پایانی سال آمده ام تا بلکه وداع را به وصال بیامیزم
با همین دو بیت جدید به استقبال دقایق جدید سال 87 میروم

تقدیم به تو ... آره خود خود تو :

دیگر گلایه از چه گلم بی خیال شو
امضا زدی تو پای دلم بی خیال شو
رفتی شبیه خدا آسمان نشین باشی
خوردی قسم به نون و قلم بی خیال شو
.....
شاید بعد ها ادامش دادم ....
شاید ...
                                « نوروز مبارکتون باشه »



لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه 29 اسفند1386ساعت 11:50 بعد از ظهر توسط ..:: لیلا جعفری ::..

مکدر نشو آیینه تمام قد رسواییم
زشتم اگر
همیشگی نیست
زیباتر از من این شبح بی نتیجه است
این خنگ مکتبی صد فلک شده
این کهنه لاشه پوسیده بر داربست بیست
او که خزیده در تن تابوت سان من
او که لمیده براین کهنه تخت سرداری
او که تنیده بوسه بر اندام زشت عشق
این عشق نیست
افعی صد سر هزار پا
سوغات بوسه ابلیس و نقل دوش
این بار نوبت رسوایی از آن کیست
این قصه هم شبیه شبح شد که مثل تو
دارد سری دراز و دمی تند و آه آه
بگذر از این سر دراز و دمی پیش من بمان
ای نطفه هزار ساله
جنین شوم
آن تولدت نگو که کنون زود زود نیست
دیریست خسته از این بیرقم که سبز
بر بام باغ جنونم تاب میخورد
باغ مرا نه شهوت بار است و نه هوس
در یک بلوغ زودرس گم شدم
چرا
کس را توان جستجوی من دیرزاده نیست
گاهی اگر که زودتر زاده میشدم
می گفتم که راز کلاغ فروغ چیست
یامرگ
که نام کوچک این زندگانیست
در ذهن شاملوی قصه چرا مرگ زندگیست
قصه
نه اینکه دور از واقعیت است
قصه
چرا که رفته از این سرزمین دگر
نامش درون شناسنامه وجودش نیست
تنها نه قصه شدند رفتگان پیش از ما
ما نیز قصه آغاز دیگران هستیم
ما نیز قصه کوتاه زندگانی خویش

 



لينك ثابت نوشته شده در جمعه 19 بهمن1386ساعت 11:6 بعد از ظهر توسط ..:: لیلا جعفری ::..

زمانی که حتی بانوی زمین گوشواره های دیانت را آویز زیباییش نکرد
چگونه به تو دل خوش کنم ای ناقوس

که بی خبر مرده ای از سایه های کوتاه شده
و قلبهای خفته در خوناب فراموشی

چگونه دوست بدارمت
چگونه عاشق چیزی شوم که چیزی نیست
چگونه دل به تباهی سایه بسپارم

؟؟؟؟؟
!!!!!!!!!!!!
........................؟!

 



لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه 3 دی1386ساعت 7:28 قبل از ظهر توسط ..:: لیلا جعفری ::..

من نه خورشید و ماه و ابرم نه
آسمان جای من نبود و نیست
خاک روی زمین بها دارد
خاکی سر در آسمانها کیست
بگذر از تربتم به سرمستی
گریه مستانه اش مرا خوشتر
بر مزارم خزان ببارد کاش
برگ پوش خزان شوم یک سر
من نه در آسمان پی عشقم
من نه در قبله در پی آمین
سجده گاهم نگاه های تر است
و دعایم اجابت تو همین
مرگ را عاشقانه میگریم
زندگی را عمیق میخندم
از همه دل بریده ام اما
دل به تو جاودانه میبندم
عشق را جاودانه با من باش
واژه را تا غزل بمان با من
دفترم را ورق ورق تا کن
عشق را صد ورق بمان با من
بگذر از تربتم به خوشکامی
که به خوشنامی از تو دل کندم
زنده در گور دل شدم شاید
تو بدانی چو خاک پابندم

 



لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه 2 دی1386ساعت 4:5 قبل از ظهر توسط ..:: لیلا جعفری ::..

حافظ به داد من برس دارم تفال میزنم
مثل یه دیگ جوش جوش تو سینه قل قل میزنم
دست که دیگه نا نداره نوشته هام خط خطیه
از عشق یه دیوونه من یه عمره که خل میزنم
چقد قد صداش کنم بگو چقد تو آرومم کنی
صبره علاج دردمو بیخودی من هل میزنم
بندگیمم تموم شده از بس که رو سجاده ام
خداکه قهره غرشو من سر چار قل میزنم
عروس میشم تو آینه ها عین یه دختر بچه و
به یاد اون روی موهام توری و کاکل میزنم
توی خیالم لحظه ای که تورو اون بر میداره
رو مژه هام با گریه هام دو،ر،می،فا،سل میزنم
تاکی خودمو گول زدن شاخ نباتتو قسم
جوابمو اگه ندی تا صبح تفال میزنم

فالگیره گفت بختت بده دستت پر از خطای کج
آخر تمام دستمو به سمت اون پل میزنم
به کوری فالگیره هم شده کلاف عشقمو
پیرهن اون میکنم و صد گره شل میزنم
خودمو تا کی گول زدن شاخ نباتتو قسم
آخر همه زندگیمو به مرگ اون پل میزنم

 



لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه 2 دی1386ساعت 2:28 قبل از ظهر توسط ..:: لیلا جعفری ::..

نميخواهم من از دیوارهای کاغذی مآمن
نمی خواهم نه از چوب و نه حتی سنگ
نميخواهم
نه همدست و نه هم آهنگ
تمام راه را تنها سفر كردم
نميخواهم تو را با چهره اي در چارچوبي تنگ
من اين قاب خيالي را نميخواهم بياويزم به ديوار شب و كابوس و تنهايي
تو را كابوس وار اي بخت مي ترسم
تو خود را بر من اين تنهاي خاطر تنگ عاشق كن
تو خود را بر من این ....!!!؟

 



لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه 4 آذر1386ساعت 6:14 بعد از ظهر توسط ..:: لیلا جعفری ::..

من كه آبستن يك بغض فروخورده صد ساله بي عنوانم
در شب يائسه فارغ شده ام
مرده ام زار نگرييد بر اين جسمك سرد
بارور گشته از آن چشم سياهم كه شبي
دل تنهايم را با خود برد
وسحر پيشتر از هر خورشيد به غروبي ابدي رفت و غمش
در سر انگشت قلم جاري شد
 و من از خويشتن بي خويشم
 مرده ام
خنده كنيد
گوييا پيشتر از فاجعه مرگ غزل
من هم عاشق شده ام !....

 



لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه 4 آذر1386ساعت 5:53 بعد از ظهر توسط ..:: لیلا جعفری ::..

اینم یه ترانه که خودم خیلی دوسش دارم ... اما نظر شما رو بیشتر دوست دارم مطمئن باشید:

عروس آینه پوش من
تو یک حصار آهنی
تصویر مرد قصه هام
پیچیده لای کفنی
تو یک حصار آهنی
عروس آینه پوش من
تصویر مرد قصه هام
میون آغوش یه زن
اتاق خالی از منو
اجاق کور عشق نو
وسوسه جداییو
خیانت چشمای تو
انگشتای نازک و سرد
انگشتر هزار نگین
عروس آینه پوش منو
زیر حجاب غم ببین
عروس آینه پوش من
زیر کفن میخوره کد
توی شب باکرگی
بگو چرا یائسه شد؟! ....

 



لينك ثابت نوشته شده در شنبه 3 آذر1386ساعت 3:48 قبل از ظهر توسط ..:: لیلا جعفری ::..

با این دوبیت ترانه شروع میکنم که جدیده و فعلا دوبیته ، شاید در آینده ادامه پیدا کنه
راستی بخونیدش و نظر بدید که باید ادامه پیدا کنه یا نه ؟
ممنونم

یه عمری جون کندم و آخر هیچی

گور و کفن دوندگی نمیخواست

زندگی حتی یه قدم نمیشد

پس چرا اینجا اینهمه جای پاست






لينك ثابت نوشته شده در شنبه 3 آذر1386ساعت 3:23 قبل از ظهر توسط ..:: لیلا جعفری ::..

برای آغاز دوباره مثل همیشه دست به دامن حافظ شدم تا هم خشت اول کلام رو صاف بذاره و هم اطمینانم رو چند برابر کنه
در ضمن باید هدیه ام رو هم میگرفتم
برای چی؟
خوب معلومه ... برای افتتاح وبلاگ    من تا من

و اینم هدیه حافظ :

تقدیم به من تا من و تقدیم به تو ...آره خود تو ....

هرکه شد محرم دل در حرم یار بماند
وانکه این نکته ندانست در انکار بماند
اگر از پرده برون شد دل من عیب نکن
شکر ایزد که نه در پرده پندار بماند
صوفیان واستدند از گرو می همه رخت
دلق ما بود که در خانه خمار بماند
محتسب شیخ شد و فسق خود از یاد ببرد
قصه ماست که در هر سر بازار بماند
هر می لعل کزان دست بلورین ستدم
آب حسرت شد و در چشم گهر بار بماند
جز دل من کز ازل تا به ابد عاشق رفت
جاودان کس نشنیدم که در این کار بماند
گشت بیمار که چون چشم تو گردد نرگس
شیوه تو نشدش حاصل و بیمار بماند
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر
یادگاری که دراین گنبد دوار بماند
داشتم دلقی و صد عیب مرا می پوشید
خرقه رهن می و مطرب شد و زنار بماند
بر جمال تو چنان صورت چین حیران شد
که حدیثش همه جا بر درو دیوار بماند
به تماشاگه زلفش دل حافظ روزی
شد که بازآید و جاوید گرفتار بماند




لينك ثابت نوشته شده در شنبه 3 آذر1386ساعت 2:53 قبل از ظهر توسط ..:: لیلا جعفری ::..